هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )

234

سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )

طلب مقام و مسكن به اطراف عالم افتاده ، ممالك « مصر » را پسنديده و در آن مكان اقامت نمودند . « بقراوش » شهرى به اسم پدر خود « مصرايم » بنا كرد ، كه اكنون « مصر » ش گويند . اولاد « بقراوش » ، خلفا عن سلف ، در آن ممالك سلطنت مىكردند . « طلسمات » و « نيرنگات » عجيب بنا مىنمودند ؛ چنان‌كه مفصّلا در كتاب مذكور مسطور است ، تا آن‌كه نوبت سلطنت به « سوريد » بن « شهلوق » رسيد . شبى واقعه [ اى ] هائله در عالم خواب مشاهده نمود . هراسان برخاست « 1 » و رؤساء كهنهء « 2 » ممالك مصر را كه 130 نفر بودند ، جمع كرده ، از كيفيت آن خواب پرسش نمود . رئيس جمله كاهنان « اقليمون » نام ، در وقوع مثل آن واقعه با پادشاه مطابقت داشت . پس از ملاحظهء ارتفاع « كواكب » ، وقوع توفان نوح را اخبار كردند . پس « سوريد » حكم كرد كه آن بناى عظيم را كه « هرم » گويند ، بنا نمودند . خزاين و اموال خود را در آنجا مدفون ساخت و جميع علوم « طلسمات » و « نيرنجات » و اسرار « عقاقه » و « حساب » و ساير انواع « علوم » را در ستون‌ها و سقف‌هاى اين دو بنيان عظيم الشان محكوك نمودند ؛ و بناى آن دو گنبد وقتى بود كه « نسر » واقع در « سرطان » بود . و نيز چنان‌كه وارد شده ، بناى « هرمان » را از « حضرت امير المؤمنين » - عليه السلام - پرسيدند . حضرت فرمود : « بنى الهرمان و النسر فى السرطان » . چون كواكب مرصوده « 3 » هر برجى را در 2000 سال سير مىكند و حالا هم « سرطان » در برج « جدى » است ، بدين حساب 000 ، 14 سال مىشود كه اين بنا گذاشته شده است . خلاصه ، « سوريد » چون از بناى آن پرداخت ، از « ديبا » و « حرير » روپوش آن دو گنبد را ترتيب داد . روز عيدى ، جميع رعيّت خود را جمع نموده ، فرمود كه در آنجا بنويسند كه در مدت 60 سال بناى آن دو گنبد به تمام رسيد ؛ هركس از سلاطين عالم كه ادّعاى

--> ( 1 ) . در اصل : برخواست ( 2 ) . كاهن‌ها . ( 3 ) . از رصد معلوم كرده شده .